در تازه‌ترین اتهام زنی صورت گرفت:

حمله بی‌سابقه فاطمه رجبی به ضرغامی

13 اسفند 1385 ساعت 13:25


آفتاب: «فاطمه رجبی» همسر سخنگوی دولت در تازه‌ترین مقاله خود «عزت‌الله ضرغامی» رییس سازمان صداوسیما را موضوع دشنام‌های خود قرار داده است. نکته جالب در مطلب جدید رجبی تعریف و تمجیدی است که وی برای خود به‌کار برده، مدعی شده «جرأت تعرض به مصونیت آهنین مافیای قدرت و ثروت» را بروز داده و «بهای سنگین تخریب و ترور» را پذیرا شده ‌است و گفته «به همین جهت است كه بار دیگر به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازم و از ابزار شدن تنها رسانه ملی برای «اژدهای هفت‌سر مافیا» نشانه‌هایی بازگو می‌كنم»!

وی سپس دشنام‌ها و اتهامات خود علیه ضرغامی را آغاز کرده و نوشته: ضرغامی بدترین، زشت‌ترین و خطرناك‌ترین شیوه‌ها را در مدیریت بر صداوسیما پیشه ‌كرده است، این كه تنها رسانه ملی، به عنوان «ملك شخصی ضرغامی» درآمده و برنامه‌ریزی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر اساس منافع ملی جمهوری اسلامی به «برآورده‌سازی هوس‌های سیاسی و غیرسیاسی ضرغامی» تبدیل شده، امری است كه موجب انزجار ملی گردیده است. 

رجبی سپس اتهام‌زنی خود را از زبان ملت ادامه داده و مدعی‌شده: برای ملت یك مساله بدیهی است كه ضرغامی هر روز بیشتر شیفته مطرح كردن خویش می‌گردد، چه به صورت اجیر شدن دوربین‌های رسانه ملی برای نشان دادن تمثال او در فرهیختگی، و چه در قالب خوش‌بیانی وی، چه در جایگاه قهرمانی، و حتی در لباس مهربانی. 

وی افزوده: دوربین‌های تلویزیون بنا به میل ضرغامی بدعت‌گزاری‌های جدیدی را در پیش گرفته‌اند. طرح یك رسانه آن هم در حد و اندازه ضرغامی، حتی با عبور از مرز گزارش لحظه به لحظه سفر او به آذربایجان برای عوام مضحك است، و خواص را به بی‌اعتباری این دستگاه خودكامه معتقدتر می‌كند! 

وی با بیان اینکه «به فرض آن كه ملت توان تحمل این معضل را تا پایان دوره ضرغامی داشته باشد كه ندارد»، می‌افزاید: اما بالاخره كاسه صبر ملی نسبت به «هوس‌های سیاسی» ضرغامی سرریز خواهد شد. هوس‌هایی كه انحصاری شدن صدا و سیمای جمهوری اسلامی را برای برنامه‌ها، انگیزه‌ها و اهداف باند مافیا اعلان می‌نماید. 

رجبی آنگاه به بهانه نقد صدا و سیما حمله به شخصیت‌های نظام را پررنگ کرده و نوشته: ضرغامی در بی‌سابقه‌ترین نوع مدیریت یا «فقد مدیریت» بر صدا و سیما، جعبه جادوی خود را به مافیاگران اهدا كرده است. شاید هم معامله باشد!؟‌چنین است كه در شبكه‌های مختلف و بخش‌های گوناگون خبری، تفسیری، تحلیلی، مناظره و مصاحبه، «هاشمی» است و «خاتمی»، «كروبی» است و «محسن رضایی»، «قالیباف» است و ... ممكن است یك خبر باشد، مثلا «عبور خاتمی از فلان كوچه خیابان ... در سوئیس یا امریكا یا انگلیس» یا اینكه به اصطلاح مصاحبه «تقدیس شأن و عظمت 50 ساله هاشمی» یا اخبار حزب اعتماد ملی، و یا بحث‌های بسیار بسیار كارشناسانه محسن رضایی در امور مختلف!! 

وی در ادامه آورده‌است: شاید نظرسنجی‌ها یا ابزارهای پیشرفته از عشق مفرط ملی به این افراد و اهداف پنهان و آشكار آن‌ها، برای ضرغامی اخباری می‌آورند، در غیر این صورت، بخشش‌های سخاوتمندانه رسانه ملی به شمشیركشیدگان بر روی دولت منتخب ملت با كدام توجیه پذیرفتنی است؟ 

در ادامه اتهام‌زنی های رجبی آمده است: می‌توان پنداشت برای كسی چون ضرغامی خاطره‌سازی‌های خیالی هاشمی رفسنجانی از مصادره كشور و انقلاب، و نیز رسالت دینی خاتمی در شناساندن علی علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام به «جان كری» و تدبیر و درك و عقل كروبی در حل مسایل حاد كشور و ... بسیار ارزشمند است. اما ملت برای این افراد حكم اخراج از عرصه حاكمیت را صادر كرده و پرونده كاركرد اقتصادی سیاسی و فرهنگی‌شان را مهر «فقر و فساد و تبعیض – احمدی‌نژاد به پا خیز» زده است. 

وی می‌افزاید: ضرغامی واقعاً بدعتگزاری خطرناكی را در حیطه فرهنگ و سیاست دنبال می‌كند. استفاده از چهره‌های منفوری چون «جلایی‌پور» به عنوان جامعه‌شناس، شاید برای ضرغامی دستور غیرقابل رد و نفی باشد. ولی برای مردم «جلایی‌پور» میهمان كنفرانس ننگین برلین است كه به منظور براندازی نظام اسلامی برپا شد، و نیز زندانی نظام جمهوری اسلامی با اتهامات براندازانه است. آفرین بر فرهیختگی و مدیریت بی‌نظیر ضرغامی. 

رجبی با طرح این ادعا که «ضرغامی در بدعتگزاری انحرافی و خطرناك خود، هم از براندازان منفور چهره‌سازی می‌كند، و هم مطرودین ملت را تطهیر كرده و در بازگرداندن آن‌ها با همه توان فعال است»، می‌افزاید: اما ضرغامی بداند این «مرده‌شویی» او به سرانجام نخواهد رسید. جز آن كه هر روز او را بی‌كفایت‌تر و بی‌صلاحیت‌تر از پیش معرفی نماید. نمایش مكرر دادگاه «خسرو گل‌سرخی» در دهه فجر برای نسل سوم انقلاب چه مفهومی دارد؟ شرح و بسط دادگاه یكی از چهره‌های منافقین در كلام «جلال‌الدین فارسی» دارای چه پیامی است. 

ضرغامی كار را در فرهنگ‌سوزی و تهدیدسازی عرصه فرهنگ به جایی رسانیده كه حتی شایسته‌نیست به او و همكارانش گفته شود: «این تذهبون؟» چرا كه اگر عجز فكری یا فقد مدیریت یا دلباختگی به خود یا دستور غیرقابل انكار و یا مهم‌تر از همه، بغض نسبت به احمدی‌نژاد و فرهنگ مهدوی (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) او، عامل این سازهای شوم در صداوسیما است، دیگر نیاز به پرسش هم ندارد. 

وی «بدعت خطرناك دیگر ضرغامی» را «گستاخی و جسارت نسبت به انعكاس بیانات مقام معظم رهبری» دانسته و نوشته: این بهترین قدم اوست! زیرا تحریف و دست‌چینی غرضمند و جهت‌دار كاملاً متضاد با سیر كلام مقام عظمای ولایت، شاه‌كاری است كه ضرغامی به تازگی آن را دنبال می‌كند.

رجبی مدعی است: عدم پخش سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با دست‌اندركاران اصل 44 و نیز عدم پخش بیانات معظم له در جمع خبرگان رهبری، و اكتفا به پخش گزیده‌هایی از آن با اجرای گویندگان خبر، در صدا و سیما، «سانسوری» است گستاخانه و قابل استیضاح ملی! 

وی می‌افزاید: واقعاً ضرغامی چرا اجازه پخش سخنان رهبر معظم انقلاب را پیرامون كاركرد مثبت احمدی‌نژاد، و دستاوردها و پیش‌بردهای دیپلماسی عزتمند او در مساله هسته‌ای و غیره، نبودن وضع بحرانی و دروغ بودن وضعیت فوق‌العاده در كشور، حمایت صریح از خدمات دولت احمدی‌نژاد را نمی‌دهد؟ با كدام پشتوانه ضرغامی به چنین جسارت‌هایی اقدام می‌كند؟ در عوض پخش سخنان لجوجانه و غرضمند هاشمی یك ضرورت در صدا و سیما می‌شود. سخنانی كه حتی پس از تصریحات و تاكیدات مقام معظم رهبری، «بحران در كشور»، و یا «برون‌رفت از بحران» و یا ... توسط هاشمی پی در پی القا می‌گردد.


کد مطلب: 58291

آدرس مطلب: http://aftabnews.ir/vdcezw8n.jh8voi9bbj.html

آفتاب
  http://aftabnews.ir