محمود احمدی‌نژاد:

هاله‌های نور را ببینیم

آنانکه مسئول اجرای عدالت‌اند اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می‌شوند

22 خرداد 1387 ساعت 18:33

اگر دهه چهارم انقلاب، دهه "پیشرفت و عدالت" است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی‌توان ‏کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و "مردم" را باور کنیم، هاله‌های نور را ببینیم ...


آفتاب: محمود احمدی‌نژاد در تازه‌ترین یادداشتی که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده عنوان کرده است: «دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و ‏والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار و کمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ 15 خرداد ‏با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می ‏کند، شجاعانه مسئولیت آن را می پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می‌کند».

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب ، متن کامل این یادداشت که امروز با عنوان «امام خمینی، سیاست مدار یا حقیقت مدار؟» بر روی خروجی وبلاگ احمدی‌نزاد قرار گرفته به این شرح است:

در عصر امام خمینی (ره)، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و ‏مقایسه کنیم. در یکسو، "سیاستمدارانی" بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و ‏مادی، تحلیل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی‌بینند و هرگز، ‏حتی هاله‌ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی‌کنند. اصطلاحا ‏مذهبی‌اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند.‏

اما خط دوم، خط خمینی است که نه "سیاستمدار"، بلکه "حقیقتمدار" بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می‌دید، ‏دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح می‌دید، در هیچ مرحله‌ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و ‏هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می‌شد و می‌کرد به خدا و عالم بالا نسبت می‌داد. انقلاب را کار خدا ‏می‌خواند، جمله‌های او با خدا آغاز می‌شد، می‌گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ‏ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می‌خواند زیرا فتح به دست اوست " و ما رمیت اذ ‏رمیت و لکن الله رمی".

در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را نابود کرد و دقیقا آنگاه که ‏دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن‌ها مأمور خدا ‏بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می‌دانست و می‌گفت "این یک امر غیر عادی است که حاصل شده" و "از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است". او می‌گفت "جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملائکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی‌‏توانیم بکنیم". او همه جا جنود خداوند را می‌دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی‌آنکه سلسله ‏عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند. ‏

همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید ‏تحویل او بدهیم برزبان می‌آورد، پیروزی‌های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می‌رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می‌نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می‌دانست.‏

او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می‌دید و همان‌گونه که آن روز، برخی گروه‌های سیاسی، این ‏طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می‌نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله‌ای از نور هم نمی بینند، خداوند را از ‏محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته‌اند و می‌خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند، حال آنکه در منطق خمینی ‏بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده‌های مردم بودند.‏

اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات ‏مذهبی، استفاده می‌کنند، و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی ‏عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی‌دادند و هاله‌های نور را نه فقط در گوشه‌ای از عالم انکار نمی‌کردند، ‏بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می‌دیدند.

امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را ‏از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی‌ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و ‏هیچ حسنه‌ای را به خود، و هیچ سیئه‌ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی‌ها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق ‏افتاد و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم.

در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره ای غافل ‏شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد ‏پیامبر اعظم (ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می‌دید، در هر حادثه ظاهراً ‏طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می‌دید و همه پیشرفت‌ها و پیروزی‌هایی را که نابینایان خودبین به خود ‏منتسب می‌کردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق می‌دانست و همه را از برکت او می‌دید.‏

من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل‌های سیاسی از نوع امام (ره) را موفق می‌دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده ‏خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می‌بینیم، می‌توانیم ‏آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی‌توانیم هاله های نور خدا ‏را منکر شویم. هرکس نمی‌بیند به کوری خود اعتراف کرده است.‏

وقتی به چشم دیدیم که "پیشرفت های عظیم علمی و اقتصادی" دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم‌ها و ‏محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم‌ها باید به ضعیف شدن ما منجر می‌شد ‏ولی برعکس صد بار قویترمان کرده‌است، چگونه می‌توانیم هاله‌ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن‌های طبس ‏مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت ‏الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می‌دهند؟!‏

وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ‏ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی می‌انجامید، پس از 5 سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری ‏اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی ‏است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟

‏آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها می‌گفت که در حوادث ‏مختلف، می‌بینیم که گره‌های فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می‌شود در حالی‌که هیچ کاری از ما بر نمی‌آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که ما را تهدید می‌کرده است، بی‌اطلاع بوده‌ایم و مقام معظم ‏رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده‌اند.‏

اگر عده‌ای فریبکارانه تلاش می‌کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی‌ثمری است. ‏تفکر حجتیه‌ای، از مفهوم "مهدویت و انتظار"، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می‌گرفت و ‏به "نفی تکلیف" می‌رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می‌دید، فرهنگ انتظار و ‏مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می‌خواند و به "اثبات تکلیف" می‌رسید و این ‏تفاوت بسیار مهمی است.‏

امام که از ولایت تکوینی "انسان کامل" و "ولی خدا" و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ‏ابر، همچنان نور و انرژی می‌بخشد سخن می‌گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را ‏به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب ‏را حضرت ولی عصر (عج) می‌دانست، قصد خرافه‌پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!‏

برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام (ره) با ‏وسعتی عجیب و تحریف‌هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت!

نوشتند که احمدی نژاد در هیأت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می‌چیند! احمدی‌نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت ‏کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده‌است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران ‏شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته‌ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده‌اند و از مردم و دولت، یک‌جا انتقام می‌گیرند.

متأسفانه آنانکه مسئول ‏رسیدگی و اجرای عدالت‌اند نیز اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می‌شوند و گویا پیام هشت ماده‌ای رهبری را ‏هم شعاری و عوام فریبی می‌دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ‏ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می‌شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی ‏امام خمینی پرورش یافته‌اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله‌های نور است که عجیب وعیب ‏است.

آری، حجت خدا، زنده و حاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در ‏زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد ‏کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این ‏تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی ‏اولیای الهی، همین است.

ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم ‏نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت ‏حجت خدا می‌دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی ‏می‌دید. و لذا نه می‌ترسید، نه مأیوس می‌شد و نه هرگز دچار غرور می‌گشت.‏ سالگرد 14 و 15 خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم ‏انتظار فرج از نیمه خرداد می‌کشد.‏

این دولت در سه سال گذشته کوشیده‌است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف ‏را خرافه نمی‌داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی‌کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی ‏است و در عین حال این دولت هرگز ضعف‌ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و ‏والاتر از او حضرت ولی‌عصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار و کمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ 15 خرداد ‏با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه‌های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می‌‏کند، شجاعانه مسئولیت آن را می‌پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می‌کند.

اما ‏به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام می‌کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در ‏برابر خدا و مردم، عمل می‌کنیم و با استفاده از نخبگان هم‌فکر، موانع را به لطف خدا کنار می‌زنیم زیرا چنان‌چه پیشتر ‏نیز گفته‌ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از "نظام مالیاتی"، "گمرک و واردات و ‏صادرات"، "نظام تأمین اجتماعی"، "نظام پولی و بانکی"، "نظام یارانه ها"، و "سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی"، نه ‏توسعه‌مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالت‌خواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی "توسعه ‏عدالت محور" است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، ‏کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده در این عرصه ها را خواهد زد.‏

اگر دهه چهارم انقلاب، دهه "پیشرفت و عدالت" است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی‌توان ‏کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و "مردم" را باور کنیم، هاله‌های نور را ببینیم و به عنایت حضرت ‏‏(عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه‌های ترجمه‌ای را ‏تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه ‏امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: "ما می توانیم". ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست.


کد مطلب: 76600

آدرس مطلب: http://aftabnews.ir/vdciuqay.t1aqu2bcct.html

آفتاب
  http://aftabnews.ir