|
||||||||||||
| ||
| خلاقیت نویسنده نشریه پرتو |
| پرتو: لوگوی تهران امروز شبیه زن رقاص است |
از مسؤولان ارشاد تقاضا ميشود این روز نامه را ملزم به تغيير لوگو كند |
|
|
| ۱۳۸۸-۱۱-۱۲ ۰۹:۵۴:۰۲ | ||
| ما که هر نگاه کردیم چیزی دست گیرون نشد اونای که دیدن باید قدرت تجسم در اندام زنان مهارت داشتع باشند. | ||
| ۱۳۸۸-۱۱-۱۱ ۱۸:۲۸:۵۲ | ||
| درسته میشه تجسمش کرد به یک زن رقاص ولی باید دانست که از خیلی شکلها میشه تجسمهای مختلف در ذهن درست کرد. | ||
| ۱۳۸۸-۱۱-۱۱ ۱۶:۳۶:۰۶ | ||
| من هنوزم همچین شباهتی نمیبینم! | ||
| ۱۳۸۸-۱۱-۱۰ ۱۳:۳۳:۳۳ | ||
| دمش گرم اين آقاهه چقدر هيزه، به خدا اگه عكس رو اول مي ديديم، تا نوشته رو نمي خونديم متوجه نمي شديم. | ||
| ۱۳۸۸-۱۱-۰۸ ۱۲:۰۰:۳۶ | ||
| لطفاً دید خودتان رو نسبت به مسائل تغییر بدید. این طرز فکر شماست که یک لوگو رو تبدیل به یک زن رقاص و شاید با هزار نسبت زشت دیگه میکنه، این لوگو یک لوگوی عادیه مثل همه لوگوهای دیگه، این طرز فکر شماست که عادی نیست. اینقدر جوانان رو به این چیزها حساس نکنید. اعتقادات به جاش محترم و غیر قابل انکار است ولی استفاده از این جور بهونه های واهی برای زیر سوال بردن هرکسی حتی دشمن نشان از کم عقلی خودمونه. |
||
| ۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۲۱:۳۸:۵۳ | ||
| این یارو هر کی بوده معلومه تا حالا یه بارم تهران امروز نخونده ه این چرندیات رو سر هم کرده واقعا متاسفم برا این مملکت که تو ی این جزئیات به هم گیر میدن . اون وقت مشکلات بزرگشونو بلد نیستن حل کنند ... |
||
| ۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۰۲:۱۴:۵۱ | ||
| می دونید. مشکل از طرز نگاه ما است. آرزو می کردم ای کاش اول آرم رو می دیدم، بعد خبر رو می خوندم. چون خوندن خبر ناخواسته آدم رو شرطی می کنه. ممکنه بگی " اِ اِ . می بینیییی. راست می گه. عین زنه! من تا حالا دقت نمی کردم." اما مساله این نیست. مساله نتیجه گیری ما است. بذارید اصلاً این طور فرض کنیم که واقعاً شبیه زنه. دیگه بدتر از این نیست که. این ته قضیه است. حالا هی این می گه نیست اون می گه هست، من می گم آقا، بذارید تمومش کنیم. فرض کنیم هست. خوب بعدش چی. آیا صرف این مطلب باید بعد بیایم نتیجه گیری کنیم و طراح و روزنامه و کادر و مجموعه روزنامه و کارمندان و مسوولینش رو بی دین و لا مذهب و وطن فروش و احتمالاً مزدور بدونیم. نه. این نتیجه گیری درست نیست. چرا؟ چون خیلی از مواقع واقعاً قصدی نداری، اما یک چیز دیگه از آب در میاد. حالا بیا و درستش کن. خصوصاً این مساله توی کلام و سخن گفتن خیلی بیشتر مصداق داره. یه چیزی می گی، یه چیز دیگه برداشت می شه. اما مهمتر از همه اینه که چیزی که گفته شده دیگه گفته شده. آیا می تونی بری پسش بگیری؟ آبرویی که رفت دیگه رفت. دیگه بر نمی گرده که. این حرف هم دیگه زده شده. دیگه می تونی بری مردم مجبور کنی آقا من اشتباه کردم، طراح قصدی نداشته، من بد برداشت کردم. خیر. دیگه حرفتو زدی. در این شرایط حتی اگر آدم بیگناه هم باشه و قصدی نداشته مجبور می شه به بعضی چیزها تن بده. مثلاً بره آرمش رو عوض کنه. به نظر من، حالا که این حرف زده شده، و متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه، کسایی که این حرف رو مطرح کردن حداقل نکردن حرمت داری، آبروداری و حفظ حریم کنن و حداقل به عقیده خودشون از شیوع منکر جلوگیری کنن، حداقل نیومدن این مطلب رو در خفا به اون روزنامه اطلاع بدن و برعکس اومدن اون رو public و علنی چنان در بوق و کرنا کردن که همه بشنون. آخه عزیز من. یکی نیست بگه اگه شما قصد خیر داری، اگه واقعاً جلوگیری از منکر برات مهمه، حداقل اول برو با خود اون روزنامه مطرح می کردی. بعد می اومدی نامه ی رسمی می زدی. شاید اون بنده خداها روح خودشونم خبر نداشته باشه از آرمشوم می شه همچین برداشتی کرد. شاید هزار مساله دیگه وجود داشته باشه که ما ازش بی خبریم. اومدین به خیال خودتون منکر « کشف » کردین! کاشف شدین؟ اون وقت به کشف خودتونم می نازین؟ این نازیدن داره؟ واقعاً این خجالت داره. اما حالا کاریه که شده. همه ی ما اشتباه می کنیم. ما که معصوم نیستیم. به نظر من از این قضیه چند چیز رو باید فراموش نکنیم: 1. اولاً همیشه سعی کنیم نسبت به دیگران ذهنیت مثبت داشته باشیم؛ نه منفی. ائمه هم همینو می گن. می گن اگه 40 نفر اومدن پیشت گفتن فلانی فلان کار خلاف رو کرده تو دیدش ولی خودش انکار کرد، حرف همه اون 40 نفر رو بذار کنار حرف اون برادر دینی ات رو قبول کن. 2. دوم از عجله دوری کنیم. سریع نریم اقدام کنیم. خوب فکر کنیم. ببینیم توی این چیزی که پیش اومده واقعاً چه کاری بهتر و عاقلانه تره. بابا ممکنه من اشتباه بکنم. بالاخره اینهم هست دیگه. 3. و آخر این که اگه ثابت شد که طرف مقابل اشتباه کرده، گذشته داشته باشیم. از خطاهای دیگران بگذریم. بالاخره همه انسانیم. خودمون تا حالا هیچ اشتباهی نکردیم؟ خودمون معصومیم؟ از همه دوستان بابت طولانی شدن حرف واقعاً عذر می خوام. با آرزوی موفقیت |
||
| ۱۳۸۸-۱۱-۰۴ ۱۶:۳۲:۱۰ | ||
| حتما روزی چند تا رقاص میان پیشش واسش می رقصن | ||
| ۱۳۸۸-۱۱-۰۱ ۲۰:۰۷:۲۰ | ||
| این حضرت آقا دچار توهم شدید از نوع جنسی متمایل به نگاه مسئولانه شده البته دور از انتظار نیست که این آقایون به خودشون حق میدن که اینطور احمقانه راجع به تایپوگرافی نظریه پردازی کنن، خدا بخیر کنه!! | ||
| ۱۳۸۸-۱۰-۲۷ ۱۱:۵۲:۳۱ | ||
| دريغ از ذره اي فهم و درك درباره هنر و گرافيك و طراحي حروف . اقايان اگر بگردند نعوذ بالله در قرانهاي كوفي منسوب به حضرات ائمه نيز حروف تغيير شكل يافته مستهجن مي يابند . اين همان وارونگي دين دروغين اين آقايان است . نعوذ بالله . | ||
| ۱۳۸۸-۱۰-۲۴ ۱۷:۴۵:۴۸ | ||
| خانومه مثینکه آرتروز هم داره بنده خدا | ||
| ۱۳۸۸-۱۰-۲۲ ۱۳:۰۷:۱۶ | ||
| خيلي مزخرفي | ||
| ۱۳۸۸-۱۰-۲۲ ۰۹:۲۷:۰۵ | ||
| حتی با مطالعه توضیحات هم مدتی طول کشید تا بفهمم منظور نشریه پرتو چه بوده است ! یاد مطلبی افتادم که چند ماه پیش در اینترنت دیدم : تصویری از دو دلفین روی یک کاغذ طوری کشیده شده بود که بیماران جنسی و کسانی که تمایل شدید و افراطی جنسی داشتند آن را به شکل اندام یک زن می دیدند اما سایر افراد به شکل همان دلفین لذا مرکزی در یکی از کشورها از این روش برای تست افراد استفاده می کرد . حال به قول دوست ما معلوم است که حضرات دچار بیماری جنسی هستند . خدواند شفا دهد انشاء الله که این بیماری بسیار خطرناک است . | ||
| ۱۳۸۸-۱۰-۲۱ ۰۹:۰۹:۰۸ | ||
| کسی که این لوگو رو به شکل یه زن رقاص میبینه یه بیمار جنسی هستش باید یه فکری به حال خودش بکنه والا ممکنه مرتکب جنایتهایی مثل خفاش شب بشه | ||
| ۱ | ۲ |