سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۴۴
| نامه انتقادي كروبي به احمد جنتي |
| |
آفتاب: مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي با انتشار نامه اي سرگشاده به آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان و خطيب جمعه تهران به اظهارات اخير وي در نمازجمعه تهران پرداخت و سخنان وي را كه تاكيد كرده بود : " نامه رييس جمهور از الهامات خداوند بود " و "اين نامه بايد در مدارس تدريس شود " مورد توجه قرار داده و انتقاداتي را به ايشان وارد ساخته است. آيت الله جنتي همچنين از صدا و سيما خواست مكررا آنرا بخواند.
پيش از اين نيز روزنامه جمهوري اسلامي به مدير مسئولي حجت الاسلام مسيح مهاجري نيز از آيت الله جنتي انتقاد كرده و ضمن اشاره به اظهارات احمد جنتي متذكر شده توصيه دوستداران آيت الله جنتي به ايشان اينست كه ضمن اندازه نگهداشتن و رعايت حدود در تعريف و تمجيدها , از انتقاد بجا و منصفانه نيز خودداري نكنند تا سخنانشان تاثير لازم را داشته باشد
با اين حال آقاي كروبي در نامه خود به دبير شوراي نگهبان تاكيد كرده است:خطبههاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبونهاي نيمهرسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اينكه آنچه در برخي خطبهها و خطابهها ارائه ميشود، الزاماً بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامههايي صريح و سرگشاده بنويسم. از جمله اين خطابهها يكي هم آخرين خطبهي شما درباره نامه آقاي دكتر محمود احمدينژاد به آقاي جورج بوش است.
متن كامل نامه آقاي كروبي به آيت الله جنتي (كليك كنيد)
در قسمتي از اين نامه كروبي تاكيد كرده است: جناب آقاي جنتي به همان اندازه كه شما از نامه آقاي احمدينژاد مبهوت شديد من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام(ره) بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزههاي ديني و حوزوي حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحانالله از اين شيربازار كه كار انقلاب و بنيانگذار آن به جايي رسيده كه شاگرد امام از سر مصلحت، اشتراك در حروف را براي تشبيه شير به شير كافي ميداند.
من بسيار متاسفم كه نهتنها اين جفا به امام(ره) از جانب يكي از شاگردان وي صورت ميگيرد بلكه علاقهمندان امام، فضلاي حوزه، روحانيان انقلابي و روزنامههايي كه خود را اصولگرا ميخوانند، در برابر سخنان شما سكوت كردهاند. هرچند كه برخي از همين روزنامههاي اصولگرا ترجيح دادند تعبير «الهام الهي» را از سخنان پخش شده شما از صدا و سيما را سانسور كنند.
كروبي در نامه خود تاكيد كرده است: متاسفانه جنابعالي با غلو درباره جايگاه نامه مورد اشاره عملاً ملت ايران را تحقير كردهايد. اسلام و ايران انديشمندان بسياري دارند كه هريك بر تارك گوشهاي از قطعات تاريخ اين سرزمين ميدرخشند و آموزههاي آنان در كتابها و رسانهها مورد تدريس و تحقيق دانشآموزان و دانشجويان قرار ميگيرد. براين اساس در كداميك از كتابهاي درسي و دانشگاهي متوني از مقامات سياسي و اجرايي كشور به عنوان متن درسي چاپ شده است؟ كداميك از روسايجمهور گذشته به صفت رياستجمهوري خود انديشمند و متفكر خوانده شدهاند؟ ميزان راي كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفي شده است؟
آيا چنين سخنان غلوآميزي در تاريخ ايران به دولتمردان و شهروندان كم آسيبزده است؟ و مگر فراموش كردهايم كه علماي اسلام چگونه با غلو برخورد كردهاند؟
در بند پاياني اين نامه آمده است: اين نامهاي است كه از شيخ مهدي كروبي به شيخاحمد جنتي كه هيچكدام معيار و نماينده همه اسلام و روحانيت نيستند و هر يك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشهاي از معارف ديني را ارائه مي كنند: يكي بر مدار غلو ميچرخد و ديگري از غلو پرهيز ميكند. يكي حتي امام راحل را با محك عقل ميپذيرد و ديگري حتي مقامات اجرايي و عرفي را به مدد الهام الهي تقديس ميكند.
يكي به استناد ميراث امام خميني به ميزان بودن راي ملت براي همه مقامات معتقد است و ديگري بيتوجه به ميراث آن امام حتي عرفيترين مقامات اجرايي را قدسي ميخواند. يكي از جمهوريت غنوده در دل اسلام سخن ميگويد و ديگري بر طبل الوهيت بندگان خدا ميكوبد و اين دو راه است و دو مقصد. حتي اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشند.
بنابراين پيشنهاد ميكنم با انجام نظرسنجي مشخص شود كداميك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است. نظرسنجياي كه در دوسوي آن، اين دو طرز تفكر به راي گذاشته شود.
کد مطلب : 46447