آخرين عناوين
پربيننده ترين عناوين
چهارشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۴
بهمن قبادی: رکسانا صابری نامزد من بود
 
Share/Save/Bookmark
۲۲ نظر
آفتاب: بهمن قبادی، فيلمساز ايرانی به دنبال بازداشت و محکوميت رکسانا صابری طی نامه سرگشاده‌ای با اشاره به اینکه صابری نامزد او بوده است، ‌نسبت به وضعیت وی ابراز نگرانی کرده است.

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب،‌ در نامه بهمن قبادی آمده است: «اگر سکوت کرده بودم به خاطر او بود، و حالا اگر حرف می‌زنم باز هم به خاطر اوست. به خاطر رکسانا صابری. نامزد، دوست و همراهم. دختری باهوش و با استعداد که برايم هميشه قابل تحسين بوده و هست. ۳۱ ژانويه بود، روز تولدم صبح تماس گرفت که برای تولدم می‌آيد پيشم تا باهم برويم بيرون. نيامد...زنگ زدم به موبايلش. خاموش بود تا يکی دو روز نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده. به خانه‌اش رفتم و چون کليد خانه همديگر را داشتيم به داخل رفتم ولی نبود...».

بهمن قبادی ادامه داده است:‌ «بعد از دو روز زنگ زد و گفت "منو ببخش عزيزم مجبور شدم برم زاهدان" و من هم عصبانی شدم که چرا به من نگفته؟ گفتم باور نمی‌کنم و دوباره گفت "ببخش عزيزم مجبور شدم" و گوشی تلفن قطع شد و منتظر تماس بعدی‌اش شدم و نزد و نزد. رفتم زاهدان و تمام هتل‌ها را جستجو کردم و چنين اسمی را نيافتند هزار جور فکر مريض کردم تا ده روز.. تا اينکه از طريق پدرش فهميدم که دستگيرش کرده‌اند و فکر کردم شوخی است فکر کردم سوء تفاهم شده و دو سه روز ديگر آزادش می‎کنند. اما چند روز گذشت و خبری از رکسانا نشد. نگران شدم و اين در و آن در زدم تا بالاخره فهميدم چه به سرش آمده».
 
این
بعد از دو روز زنگ زد و گفت "منو ببخش عزيزم مجبور شدم برم زاهدان"
فیلمساز افزوده است:‌ «با بغض می‎گويم او معصوم‎تر و بی‎گناه‎تر از اين حرف‎هاست. من که سال‎هاست او را می‎شناسم و لحظه به لحظه در کنارش بوده‎ام، اين حرف را می‎زنم. او هميشه مشغول کارهای مطالعاتی و تحقيقاتی‌اش بود، نه چيز ديگر. در اين سال‌های آشنايی، نشد يکبار جايی برود که من ندانم، يا کاری بکند که به نظرم نامعقول و نامتعارف بيايد. در پيشينه او و خانواده و اطرافيانش هم هيچ وقت نشانه‌ای از موردی نامعقول نديده‌ام. آخر چطور می‎شود کسی که گاهی می‎شد روزها از خانه بيرون نمی‎آمد مگر برای ديدنِ من، کسی که به شيوه ژاپنی‎ها صرفه‎جو بود و گاهی به سختی هزينه زندگی و کارش را مهيا می‎کرد، کسی که در به در دنبال حامی‎ای می‎گشت تا ناشری داخلی به او معرفی کند تا بتواند کتابش را اينجا چاپ کند، حالا متهم به جاسوسی شده»؟! 

قبادی ادامه داده است:‌ «همه‎مان می‎دانيم -نه، توی فيلم‎ها ديده‎ايم- که جاسوس‎ها خيلی ناجنس و بلا هستند و مدام اينجا و آنجا سرک می‎کشند و در ضمن خيلی هم حقوق می‎گيرند. وجدانم در عذاب است. چون من او را به ماندن و کار کردن تشويق کردم. و حالا نمی‌توانم کمکی به او بکنم. رکسانا می‎خواست از ايران برود. من نگهش داشتم. اوايل آشنايی‎مان او می‎خواست برگردد آمريکا. دوست داشت که با هم برويم. اما من اصرار کردم که بماند تا فيلم جديدم تمام شود. او عملاً داشت از ايران می‎رفت و من نگهش داشتم. و حالا ناراحتم که به خاطر من ماند و دچار اين ماجراها شد. خود من در اين چند سال دچار افسردگی شديد شده‎ام. چرا؟ چون فيلمم توقيف شده و سر از بازار سياه درآورده. به فيلم بعدی‎ام مجوز ندادند و عملاً مرا خانه نشين کردند. اگر تا امروز تاب آورده‌ام
آشنايی‎مان او می‎خواست برگردد آمريکا. دوست داشت که با هم برويم. اما من اصرار کردم که بماند تا فيلم جديدم تمام شود.
به سبب حضور و کمک‌های روحی او بوده. من به خاطر مجوز نگرفتن فيلمم تند و پرخاشگر شده بودم و او بود که هميشه مرا به آرامش دعوت می‌کرد».
 
در ادامه نامه سرگشاده قبادی آمده است: «رکسانا می‎خواست از ايران برود. من نگهش داشتم. او مراقب افسردگی‌های من بود. بعدها من به خاطر آنکه برای او انگيزه‌ای ايجاد کنم تا بماند، ازش خواستم که طرح نوشتن کتابش را که مدت‌ها در ذهن داشت شروع کند. من همراهش بودم و به خاطر دوستی‌ها و روابطی که داشتم اين در و آن در زدم و قرار و مدار گذاشتم با فيلمساز و هنرمند و جامعه شناس و سياست‎مدار و ديگران. حتی خودم هم پای مصاحبه‌اش نشستم. کتاب سرگرمی‎ای بود برای او تا ماندن را تحمل کند، تا من کارِ فيلمم تمام شود و با هم برويم. کتابِ رکسانا کتابی معمولی بود و به هيچ وجه ضد دولت ايران نبود. تمام مدارکِ کتاب موجود است و حتماً روزی چاپ خواهد شد و همه خواهند ديد. اما آخر چرا همه سکوت کرده‎اند؟! همه کسانی که پای صحبت و مصاحبه با او نشسته‎اند و می‎دانند که او چقدر ساده و بی‎گناه است».

قبادی با اشاره به اینکه "اگر اين نامه را می‎نويسم به خاطر اين است که نگرانش هستم" از افسردگی و اعتصاب غذای احتمالی صابری ابراز نگرانی کرده است. 

قبادی یادآور شده است:‌ «نامه‎ام خطاب به همه دولت مردان و سياست مداران و همه کسانی است که کاری می‎توانند بکنند. تو را به خدا دست برداريد. تو را به خدا او را وارد اين بازی‎های بزرگان نکنيد. او نحيف‎تر و ساده‎تر از آن است که بتواند در بازی شما شرکت کند تو را به خدا تمامش کنيد نگذاريد اينگونه مهره تبليغاتی اين جهان کثيف شود. از من بخواهيد که در دادگاهِ او حاضر شوم و کنار پدر فرهيخته و مادر مهربانش بنشينم و به معصوميت و بی‎گناهیِ او شهادت بدهم.
دخترِ ايرانی‎مان که چشم‎های ژاپنی دارد و شناسنامه آمريکايی، در زندان است».

گفتنی است، رکسانا صابری خبرنگار ایرانی الاصل که 22 بهمن سال گذشته بازداشت شد، به اتهام جاسوسی به هشت سال حبس محکوم شده است.
کد مطلب : 87289
نمايش آدرس ايميل
  ۱۳۸۸-۱۱-۲۲ ۲۲:۰۴:۱۴
جالبه.فیلم نسبتا تکراری و نازیبایی مثل "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد" که اگه نبود اون چند تا صحنه ی با بازی حامد بهداد، اصلا حتی ارزش دیدن هم نداشت، میره در جشنواره های فرانسه و آمریکا جایزه میگیره، اونوقت هیچ کس از خودش نمی پرسه که آخه چرا یه همچین فیلمی باید توی جشنواره کن جایزه بگیره؟
در حالیکه اگه هر کسی یه کم به محتوای نسبتا غیر واقعی این فیلم دقت کنه، و وابستگی های جناحی کارگردان اون رو بدونه، مسلما می فهمه دلیل چی بوده...

  ۱۳۸۸-۱۱-۲۰ ۰۱:۵۲:۲۷
اون هدیه تهرانی کنار بهمن نه رکسانا ای بابا چرا نظر منرو ثبت نمیکنید

  ۱۳۸۸-۰۲-۱۱ ۱۸:۱۱:۲۴
کاش می توانستم با تمام بغض و ودلتنگی های خویش زندگی انسان ها را دگرگون می کردم در حسرت برباد رفته های خویش نبودم کاش زندگی زیبا بود و من وسوسه انگیز ترین زیبایی بودم کاش زندگی ...

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۸ ۰۹:۵۱:۵۹
گناهش اينه كه تابعيت ايراني هم داره؟ در جواب اونايي هم كه با غرض ورزي مشهود نوشتن دولت آمريكا درخواست آزادي جاسوسش رو كرده! مي گم كه دولت آمريكا بر خلاف دولت ايران براي همه تبعه هاش ارزش قائله.اميدوارم ركسانا رو زودتر آزاد كنند و تمام آمريكايياي ايراني تبار هم اين طوري بفهمن كه هرگز ايران نيان چون بيان كوچكترين جرمشون جاسوسي براي آمريكاست!

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۶ ۱۱:۰۱:۴۷
بعضی از این نظرها که درج شده واقعا نشان بی شعوری آدمهایست که نگاه شون از نوک دماعشون فراتر نمیره. قبادی نیازی به شهرت نداره نیازی به این نداره که بخواد به پرونده ی سیاه خودش (به دید اربابهای شما) صجفه ای رو اضافه کنه که او اون مجکوم به نامزدی با یه جاسوس بشه.
به حال ایران دلم میسوزه مه مارها روش چنبر زدن، بهمن قبادی بهتره از ایران بری رکسانا آزاد میشه اینا بازیه پس بهتره بعد آزادی یه لحظه هم درباره رفتن درنگ نکنی، اون ور راحت تر هم میشه فیلم ساخت، برو هالیوود، برو فرانسه .... فقط برو

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۵ ۱۱:۱۴:۱۴
ما ایرانی ها با وجود تمام ادعاهایی که داریم انسانهای بی فرهنگ بی ادب و سنگدلی هستیم وگواه این ادعا بد وبیراههایی است که به آقای قبادی و خانم صابری داده اند و آقای قبادی خودشان هم اشتباه کردند که در این سرزمین [...] مانده اند به هر حال برای خانم صابری عمیقا اندوهگینم.....

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۵ ۰۲:۱۸:۳۰
خاک تو سر شماهایی که همه فکرو ذکرتون بقیه نامزدهای ایشون و کلید خونه و زن و مرد کنار ساحلن.از بس عقده ای بار اومدین همه مسائلو سکسی میبینین.اف بر شما

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۴ ۱۸:۰۲:۳۲
تا کی می خواین بی[...] بمونین؟ چرا فکر می کنین بهمن قبادی واسه معروفیت یا رفتن به امریکا باید دروغ بگه؟ چرا از عکس برهنه ی یه زن و مرد آزاد کنار ساحل باید فکر کنیم که بهمن قبادی آدم کثیفیه؟ به خدا شعور هم خوبه !!
اصن بهمن قبادی رو میشناسین؟ خاک بر سر ما که مرده پرست و بزرگ کشیم !! بهمن قبادی انقدر معروف هست که نیازی به این نامه نداره ...از چند سال پیش تا همین الان اکثر فستیوال های بزرگ دعوتش کردن .... فیلم نیمه ی پنهان قبادی فقط پنجاه و سه فستیوال شرکت کرده که حدود ده تای اونا تو امریکا بوده ...همین چند روز پیش دانشگاه هاروارد بود ... موزه ی نیویورک تحلیل بر کارهای اونو گذاشته .... با برتولوچی کارگردان معروف ایتالیایی سابقه ی همکاری داره و دوست نزدیک اونه ... اکثر کارگردانان و بازیگران هالیوود می شناسنش .... اگه باو%

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۳ ۰۸:۲۲:۱۲
آيا ماجراي هاله اسفندياري و كيان تاجبخش را فراموش كرده ايد؟هردو در تلويزيون پس از بازداشت اعتراف به جاسوسي براي آمريكا كردند ولي چند ماه بعد مخفيانه آزاد شدند. يا ماجراي ملوانهاي انگليسي يادتان رفته كه با آب و تاب ميگفتند اينها جاسوس و خرابكار انگليسي هستند و پس از تهديد انگلستان با بدرقه آقاي احمدي نژاد آزاد شدند.
هنوز متوجه نشده ايد بازداشت اين بي گناهان ايراني مقيم آمريكا يك بازي سياسي ؟
ركسانا دختر 21 ساله ساده لوحي كه توان تمديد كارت خبرنگاري خودش را هم نداشت چگونه ميتوانست در اين كشور سراسر امنيتي جاسوسي كند ؟
قول ميدهم چند ماه ديگر با پيگيري و يا معامله آمريكاييها ايشان راآزاد كنند وآب از آب تكان نخورد فقط اميدوارم تا آن موقع در زندان زنده بماند.
شماييكه بدون اطلاع ميگوييد حتما جاسوس بوده كه او را گرفته اند برويد نامه دكتر صادق زيبا كلام را به شاهرودي بخوانيد.مگر ايران را نميشناسيد ؟ نميدانيد اينجا انگ زدن و پرونده سازي براي كسي كه [...] از او خوشش نيايد كار بسيار آساني است؟

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۳ ۱۵:۳۱:۱۴
من دلم میسوزد! از این همه جفا! از دستگیری های رکسانا ها و هزاران انسان بی گناه دیکر که شناسنامه جای دیگری ندارند! دلم می سوزد برای بهمن قبادی ها که در بی خبری و تشویش بیشتر از عزیزانشان زندانی اند و بیشتر شکنجه می شوند!
من دلم می سوزد برای شما! خیلی بیشتر از رکساناها و بهمن ها برای شما که دنبال "علت داشتن کلید خانه هم" آن هستید ... برای شما بیشتر که حرفها را "ساده لوحانه" می شنوید و احساس می کنید خیلی سرتان می شود ..... برای شما خیلی بیشتر که در توهم "پیشترفت جاسوسی " هستید و برای شما ها که انسانهای متفاوت از شما را "بی حیا و بی شخصیت و ..... "می دانید.
متاسفم ... متاسفم قبادی ها متاسقم رکسانا ها این جا تنها اشکال [...]نیست ... اینجا مردمان ما نیز ....

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۲۱:۳۲:۲۱
اين دو تا فقط با هم نامزد بودن كليد خونه همديگه رو هم داشتن!!!!! براي چي؟!

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۹:۳۲:۳۹
آقاي قبادي چون كارگرداني خوب هم ميتوني فيلم بازي كني مرد حسابي اين حرفهاي ساده لوحانه خريدار نداره يا [...] يا خودت رو به [...]زدي آخه وقتي دولت امريكا اطلاعيه نيده ودرخواست آزادي جاسوسش را ميكنه يا رييس جمهورش اباما مصاحبه ميكنه كه صابري را آزاد كنيد اونوقت تو ميگي بي گناهه؟؟؟؟؟

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۳ ۰۱:۳۶:۴۰
آقای صابری
من و خیلی های دیگه هستیم که نمیتونیم کاری برای آزادی رکسانا بکنیم اما خیلی دوست داریم خبر آزادیشو بشنویم.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۹:۵۰:۰۲
بابا شما كه با اين عكستون زديد از بيخ اين بهمن قبادي رو هم بي‌حيثيت كرديد. گرچه در قضاوت منصفانه حضور ايشون تو اون ساحل ربطي به گناهكار بودن يا نبودن ركسانا نداره اما خب خودتون كه مي‌دونيد بهونه ميده دست بعضيا . عكس رو درست كنيد.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۲۰:۱۴:۴۳
حتما یه چیزی بوده الکی که دستگیرش نکردن

۱۲
بهمن قبادی: رکسانا صابری نامزد من بود