سید جمال که در باب عالی در آنکارا زندانی بود، آخرین نامه خود را در سه شنبه 5 شوال 1314/9 مارس 1897، به یکی از دوستان ایرانی خود می نویسد و ناامید از نجات و حیات، کشته شدن خویش را انتظار می کشد.
آفتاب: سید جمال که در باب عالی در آنکارا زندانی بود، آخرین نامه خود را در سه شنبه 5 شوال 1314/ 9 مارس 1897، به یکی از دوستان ایرانی خود مینویسد و ناامید از نجات و حیات، کشته شدن خویش را انتظار میکشد.
دوست عزیز! من در موقعی این نامه را به دوست عزیز خود می نویسم که در محبسمحبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم. نه انتظار نجات دارم و نه امیدحیات، نه از گرفتاری متألم و نه از کشته شدن متوحش. خوشم بر این حبس وخوشم بر این کشته شدن. حبسم برای ازادی نوع، کشته می شوم برای زندگی قوم. ولی افسوس می خورم از این که کشته های خود را ندرویدم. به آرزویی که داشتمکاملا نایل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم. دستجهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم.
ای کاش منتمام تخم افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بودتخمهای بارور و مفید خود را در زمین شورهزار سلطنت فاسد نمینمودم. آنچهدر آن مزرعه کاشتم، به نمو رسید. هر چه در این زمین کویر غرس نمودم فاسدگردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه من، به گوش سلاطین مشرقفرو نرفت. امیدواری ها به ایرانم بود. اجر زحماتم را به فراش غضب حوالهکردند. با هزاران وعده و وعید به ترکیه احضارم کردند. این نوع مغلول ومقهورم نمودند.
غافل از این که انعدام صاحب نیت، اسباب انعدام نیتنمی شود. صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می کند. باری، من از دوست گرامیخود، خواهشمندم این آخرین نامه را به نظر دوستان عزیز و هممسلکهایایرانی من برسانید و زبانی به آن ها بگویید: شما که میوه رسیده ایرانهستید و برای بیداری ایرانی دامن همت به کمر زدهاید، از حبس و قتالنترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانه سلاطین متوحشنگردید، با نهایت سرعت بکوشید با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت با شما یاراست و خالق طبیعت، مددکار. سیل تجدد، به سرعت به طرف مشرق جاری است.
بنیادحکومت مطلقه متعدم شدنی است. شماها تا میتوانید در خرابی اساس حکومتمطلقه بکوشید، نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا قوه دارید در نسخ عاداتی کهمیانه سعادت و ایرانی سد سدید گردیده، کوشش نمایید، نه از نیستی صاحبانعادات. هر گاه بخواهید اشخاص را مانع شوید، وقت شما تلف میگردد. اگربخواهید به صاحب عادت سعی کنید، باز آن عادت، دیگران را بر خود جلب میکند. سعی کنید موانعی را که میانه الفت شما و سایر ملل واقع شده رفعنمایید. گول عوامفریبان را نخورید.