آخرين عناوين
پربيننده ترين عناوين
يکشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۵۳
نگاه جامعه شناختی بر یک سریال تلوزیونی
هزار چهره برای یک مرد
 
Share/Save/Bookmark
۳۴ نظر
اگر در این مجموعه به فعالیت گروهی از پزشکان نقدی وارد شده یا دیوانسالاری اداری با اغراق به تصویر کشیده شده و یا حتی حلقه های هنری و فعالیت هایشان با دیدی انتقادی به نمایش گذاشته شده، نباید به دلیلی بر واکنش علیه آن تبدیل شود.
آفتاب-سودابه قیصری: در میان مجمو عه های تلویزیونی که به مناسبت عید نوروز پخش شد، مجموعه «مرد هزار چهره»از اقبال بیشتری نسبت به بقیه برخوردار بوده است. 

شخصیت اصلی، مسعود شصت چی که یک کارمند ساده در ثبت احوال شیراز است، بر حسب اتفاق به عرصه ای رانده می شود که جریان زندگی عادی وی را به کلی دگرگون می سازد. شصت چی برای فرار از موقعیت هایی که دچار شده است به موقعیتی جدید و عرصه ای نا آشنا وارد می شود و در هر شخصیتی که قرار می گیرد با زبان طنز به انتقاد های درآن عرصه می پردازد.

 شاید، نقد اگر به درستی بیان
نقد اگر به درستی بیان شود شاید مؤثرترین وسیله برای تغییر و اصلاح نا هماهنگی های جامعه باشد.
شود، مؤثرترین وسیله برای تغییر و اصلاح نا هماهنگی های جامعه باشد. اگر در این مجموعه به فعالیت گروهی از پزشکان نقدی وارد شده یا دیوانسالاری اداری با اغراق به تصویر کشیده شده و یا حتی حلقه های هنری و فعالیت هایشان با دیدی انتقادی به نمایش گذاشته شده ، نباید به دلیلی بر واکنش علیه آن تبدیل شود، زیرا که نه تمام این شغل ها و فعالیت هایشان، بلکه تنها مسائل خاص هر یک را با زبان طنز بیان کرده است. 

محتوای مجموعه با نگاهی انتقادی و با گفتاری نغز به بررسی ناهمانگی های اجتماع می پردازد. طنز بیانی غیر مستقیم به ناهماهنگی هایست که در جامعه و بین رفتار و کنش مردم جامعه رواج دارد ؛ اما این ناهماهنگی نه در کل روابط بلکه روابط و اعمالی که تعجب آور و نا متعارف باشد و به بیان مسئله ای اجتماعی بپردازد ، طنز اجتماعی خوانده می شود و مسئله اجتماعی را که در فضای رسمی شاید نتوان به گونه ای که خوشایند عموم هم باشد مورد نقد صریح قرار داد ، مورد کنکاش و نقد قرار می دهد. 

می
در این مجموعه نوروزی به سبک مدیریت و عدم هماهنگی بین تخصص و کارآمدی فرد و سابقه و شهرت وی ، اشاره مستقیم شده است.
توان گفت که در این مجموعه،جامعه به عنوان یک «داده اجتماعی» مورد توجه قرار گرفته و محتوای داستان و مناسبات اجتماعی آن، بنا بر سه فرضیه «میلتون آلبرشت» به عنوان بازتاب جامعه تلقی شده است، یعنی مناسبات اجتماعی و وضعیت جامعه در محتوای ادبی بازتاب پیدا می كند.این بار انتقادها به دیوانسالاری ادارارت ، کسب منافع مادی بیشتر برخی بیمارستانها ، ناهماهنگی های کادر نیروی انتظامی، فعالیت های هنری و ... بر خلاف مجموعه های دیگر مهران مدیری که از مکان ها و شهر های فرضی استفاده می شد،کاملا آشکار و مشخص است. 

«لوئیس گلدمن» بر این باور است که اثر ادبی تنها بازتابی از آگاهی جمعی واقعی و موجود نیست. بلکه عبارت است از یک بیان عمیقا همبسته ای از تمایلات تصعید یافته که ویژه آگاهی گروهی خاص است. چنین آگاهی یک واقعیت پویاست که به سمت یک نقطه معین تعادلی جهت گیری شده است.

 به زعم گلدمن می توان بیان کرد که انتقاد های فیلم نه فرد اجتماعی را به سوی کمال انسانی می رساند و نه وی را در قعر ناهماهنگی اجتماعی باقی می گذارد، بلکه با برجسته
هگل بزرگی شاهکار ادبی را به نبوغ خالقان آنها نسبت می دهد.
کردن برخی ناهنجاری های جامعه سعی در نشان دادن چهره نامطلوب آن در افکار عمومی و سوق به سوی بهبود روابط و بالاتر بردن کیفیت ارتباطات اجتماعی است و «هرچقدر آدم کمتر، جرم هم کمتر» از سوی سرهنگ غفاری (مسعود شصت چی) دقیقا تاکید بر این مسئله است که کیفیت روابط با کاهش کمیت روابط نسبت عکس ندارد.
 
به طور کلی می توان گفت که در این مجموعه نوروزی به سبک مدیریت و عدم هماهنگی بین تخصص و کارآمدی فرد و سابقه و شهرت وی،اشاره مستقیم شده است به طوری که در یکی از قسمت های فیلم ، «مسعود شصت چی» در دادگاه می گوید که «من قصد داشتم همه چیز رو خوب کنم ولی راهش رو بلد نبودم».
 
«آلبرشت» معتقد است که در بررسی ای كه ادبیات مناسبات اجتماعی را بازتاب می‌كند،مناسبات اجتماعی و وضعیت جامعه در محتوای ادبی بازتاب پیدا می كند.
محتوای مجموعه با نگاهی انتقادی و با گفتاری نغز به بررسی ناهمانگی های اجتماع می پردازد.
مطابق این فرضیه، ادبیات بیان مناسبات اجتماعی است و  از دید او ادبیات منعكس كننده «روح زمانه» است.

 در بررسی یک اثر باید به تولید کننده،واسطه و دریافت کننده اثر هم توجه شود. از دلایل موفقیت مجموعه می توان به پذیرش مردم از طریق تلویزیون ( واسطه ) اشاره کرد. هر یک از متفکرین دلایلی را برای راز شهرت یک اثر هنری بر شمرده اند؛ «هگل» بزرگی شاهکار ادبی را به نبوغ خالقان آنها نسبت می دهد،یعنی در دیدگاه هگل صرفا نبوغ «مدیری» و «قاسم خانی» ، دلیل شهرت مجموعه شده است، در حالی که «باغ مظفر» یا «جایزه بزرگ»این چنین نبوده اند. 

باید توجه کرد که محتوا و سبکی که آنها برای طنز برگزیده اند از ویژگی های ممتاز اثر به شمار می آید، اما تنها دلیل نیست.یا سخن «سارتر» که توافق بین سبک و محتوا را به عنوان دلیل ارائه می کند، در صورتی که می توان گفت که در بین بسیاری از طنزهایی که در نوروز و یا قبل از آن پخش شده است ( در تلویزیون )،این مجموعه نوروزی سبک خاص خود را در بیان و توصیف مسائل دارد.
کد مطلب : 72848
نمايش آدرس ايميل
  ۱۳۸۷-۰۱-۱۹ ۰۱:۲۲:۳۲
حيف است مهران مديري سريال طنز با سانسور بسازد

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۹ ۰۹:۳۱:۵۸
بهترين و دوست داشتني ترين كار آقاي مديري(مرد هزار چهره)بود...به به
zede.khash@yahoo.com

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۱۴:۰۴:۳۹
يكي از بهترين فيلمهاي سال 86بود .
انتقاد خوبي بود . مي توانستي آن را ادامه دهي و تمام انتقادها
را به آنها مي گفتي

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۱۶:۵۷:۰۰
اصولا آقاي مديري سريالهايي مي سازند كه واقعا بي نظير هستند. تازه دست ايشان هم زياد باز نيست.
به راستي كدام يك از مواردي كه در اين سريال يا سريال هاي قبلي ايشان مطرح شد دروغ است؟.

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۱۹:۴۵:۵۷
شجاعت مديري و قاسم خاني ستودني است به ويژه هنگامي كه مديري از يك بيسواد سه ذونكن اعتراف مي گيرد.

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۱۳:۴۸:۴۱
be nazare man ma hich moshkeli dar keshvar nadarim va osoolan enteghad be nezame moghadase elahi jayez nist....

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۵ ۱۸:۵۳:۵۹
این سخن
"من از اول هم اشتباهی بودم"
منظور شخص شخیص احمدی نژاد است که از اول هم اشتباهی با ذوق و شوق و با تفکر اشتباه مردم از آنچه فکر می کردند انتخاب شد و رئیس جمهور شد و ...

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۱۶:۱۷:۵۹
شايد نمايشي زيبا و به جا بود .اميدوارم طنز ما همينطوري ادامه پيدا كنه . اما اميدوارم كه تو اين سريال رو دست نخوريم

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۱۲:۵۲:۵۶
آفرين بر شجاعت آقاي مديري. به نظر شما ايا اين مساپل در جامعه امروز ما وجود ندارد! آيا امثال اين آدمها در جامعه ما نيست آيا ساعت كار مفيد درادارات كشور ما بيشتر از 10دقيقه مي باشد ! بيايد نقدپذير باشيم تا همچنان حزكشورهاي توسعه نيافته و جهان سوم نباشيم.

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۰۰:۴۴:۵۵
افرين بر انتخاب سوژه اي به اين زيبايي . در جامعه امروز ما چه شخصيتهايي با ديدن يا شنيدن موضوع اين طنز در درون خودشان چهره واقعي خود را تماشا كردند . سخنراني هاي شصت چي كاملا شبيه سخنراني هاي بعضي از اقايان است

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۰۷:۴۸:۵۴
ديشب كه قسمت آخر اين مجموعه پخش شد مشخص شد كه چطور امكان دارد به آن اجازه پخش داده باشند چون آقاي شصت چي با وجود همه خسارتها و مشكلاتي كه پديد آورد كاملا بيگناه نشان داده شد و به عنوان يك شخصيت شريف !! كه مورد سو استفاده ديگران!! قرار گرفته است معرفي شد. نتيجه اخلاقي اين سريال اينكه روشنفكران و پزشكان و اقشار فرهيخته همگي افرادي نفهم و پول دوست هستند و آقاي شصت چي و همراهانشان !! شريف و با وجدان !!
واقعآ كه آقاي مديري خيانت خود را به اثبات رساندند.

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۰۸:۵۸:۱۸
سلام.
اين برنامه نقد بسيار به جايي داشت از روزگاري كه در آن هستيم .
شايد كساني متوجه نشدند كه چه چيزهايي مورد نقد قرار گرفت .
مثلا وقتي در اداره دولتي كار شما گير مي كند ، يا بايد قدرتي داشته باشي ( مثل شخصيت سرهنگ غفاري ) و داد بزني سر كارمند تا سه سوته كارت را بيافته .
درسته در ادارات دولتي اصولا به زنگ خوردن تلفن اهميت نمي دن.
مجبوري كلي راه رو با ماشين و تاكسي و ... بري آخرش هم كارت راه نمي افته .
توي اغلب ادارات دولتي بي نظمي حاكمه .
كارمندها دل به كار نمي دن چون به شغلشون علاقه اي ندارند .
اينهايي كه مهران مديري در اين برنامه زير ذره بين گذاشت قسمت كوچكي از معضلات جامعه ي مريض ماست .
فقط كسي كه با اين مشكلات درگير بوده مي فهمد كه چيست.

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۰۹:۲۹:۵۳
واي بر ذهن كوچك ما.....
واي........

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۴ ۰۹:۳۵:۴۷
بنظر من ما طاقت طنز و انتقاد را نداريم و فقط مي خواهيم همه از ما تعريف كنند و همه بما بگويند حتي كارهاي غلط و پر اشتباهمان هم درست است . سوال اينجاست كه اگر همه چيز درست است چرا اين همه مشكل داريم .
ايا تا كنون پليس اشتباه نداشته ، ايا پزشك خطا كار و ساده انگار نداشته ايم و يا بايگاني و سيستمهاي اداري ما همه درست هستند ، ايا همه مسولين از سر لياقت و شايسته گي بر سر قدرت هستند و ايا همه حرفهايي كه در جامعه زده مي شود درست هستند ، بنظر من اين گونه طنزها ما را بيدار مي كنند تا يكبار ديگر باورها و فرمولهاي اراپه شده را بازنگري كنيم .

  ۱۳۸۷-۰۱-۱۳ ۱۴:۰۲:۱۱
از همه عزیزان در خبرگزاری آفتاب تشکر می کنم،مطلب به جایی بود.

۱۲۳
هزار چهره برای یک مرد