آفتاب: شاید تصور دولت این بود که اگر در این زمان قیمت بنزین را افزایش دهد مردم که به دنبال خرید شب عید و ... و هیاهوهای انتخاباتی هستند آثار آن را فراموش می کنند و یا حداقل کمتر به دولت خرده خواهند گرفت که چرا یک باره با افزایش 500 درصدی یک کالای اساسی و حیاتی، این چنین یک شبه قیمتها افزایش پیدا کند.
تصور دیگر دولت شاید این بود که در آستانه تعطیلی رسانهها میتوان
” واقعیت آن است که اعلام قیمت بنزین میتوانست و میبایست با یک تصمیم عاقلانه یکباره شکل میگرفت “
با فرار از انتقاد آنها کاری را که شاید چند ماه قبل با تنش بسیار فراوان انجام میداد را این بار در تاریکی و آرامش انجام دهد.
گمانه دیگر دولت شاید آن بود که پس از انتخابات و در شرایطی که مردم به خواست آنان تن دادهاند و اکثریت را دوباره به آنان سپردهاند میتوانند با قدرت، اشتباه گذشته را جبران کرده و با استفاده از فضای پیروز نظر خود را القا نمایند.
واقعیت آن است که اعلام قیمت بنزین میتوانست و میبایست با یک تصمیم عاقلانه یکباره شکل میگرفت و قطعا نیز مورد پذیرش مردم واقع میگردید.
اما دولت با صرف هزینه صدها میلیون دلاری برای کارتی کردن پمپها و حرکتهای ظاهری و عوامپسندانه افزایش قیمت بنزین در سه مرحله، 3 تنش تورمی را که هر بار معادل دفعه قبل بر سیر تورم تاثیرگذار بود، انتخاب کرد.
در مرحله
” دولت با حرکت عوامپسندانه افزایش قیمت بنزین در سه مرحله، 3 تنش تورمی را انتخاب کرد.
“
اول قصد دولت این بود که با نشان دادن اینکه دولت جلوی افزایش قیمت بنزین را گرفته و خواهد توانست جلوی افزایش مصرف را بگیرد بنزین را کوپنی کرد و یک تنش تورمی را بر پیکره اقتصاد وارد نمود.
در مرحله دوم با اعلام قیمت بنزین آزاد به همراه کوپنی ارائه کردن، عدم کنترل مصرف را اعلام نمود و باز یکبار دیگر به تورم حاصله از آن دامن زد و تنش دیگری را در آستانه عید و تعطیلی وارد نمود.
در آینده نیز احتمالا با حذف سیر کوپنی و کارتی، بنزین قیمت 400 تومانی را تثبیت خواهد کرد و تنش سوم را بر پیکره اقتصاد از طریق این کالایی اساسی و حیاتی وارد خواهد کرد.
ای کاش با پذیرش مسیرهای منطقی و وارد کردن تنش یکباره از همان ابتدا نه مردم را در صفهای طولانی بنزین کارتی نگه میداشتند و نه این تنش را در چند مرحله به اقتصاد وارد میکردند. ای کاش !!!