|
||||||||||||
| ||
| نگاه جامعه شناختی بر یک سریال تلوزیونی |
| هزار چهره برای یک مرد |
|
|
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۳ ۱۳:۳۴:۵۸ | ||
| سلام اينجا ايران است... پس نقد صحيح مفهومي پيدا نمي كند... شخصيت ايراني نقد پذير نيست حتي اگر بالاترين درجات تحصيلي را هم داشته باشد. تازه فهميده ام چرا ابراهيم گلستان اينگونه باديگران برخورد مي كند. بايد گستاخ بود نسبت به اين جماعت بددل. ولي ممنون از مطلب شما... در اين سرزمين ذهنهاي كوچك و محدود ، مهران مديري و گروهش هميشه بهترين و متفاوت ترين ها را خلق كردند. آرزوي موفقيت برايشان دارم |
||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۰۷:۲۵:۲۸ | ||
| البته با سرو سري كه آقاي مديري با بعضي ها دارد نبايد زياد نگران شكايت و شكايت بازي آنهم از سوي يك ارگان دولتي ناكارآمد باشد | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۱:۱۲:۱۷ | ||
| هرگاه هرچيز در جايي باشد كه شايسته ان است عدالت محقق شده است. رنج بشر ناشي از افراط و يا تفريط است. گويا ما درزندگي حد وسطي براي خود نمي شناسيم. يك مثل ساده مي تواند گويا باشد. شما توجه كنيد به رسانه ها! از هرنوع و شكل! يك وقت يك ورزشكار را به عرش مي برند و پس از چندي همان آدم مي شود منفورترين! در عرصه سياست - فرهنگ و هنر ... نيز همين طور. وقتي تعريف از شخصي بيشتر شايستگيش باشد. تملق و هنگامي كه كمتر از آن باشد حسادت ... و جمله زيباي معصوم: هرگاه جاهل سكوت كند اختلافي پيش نمي آيد. اگر سرلوحه ما باشد بسياري از نابساماني ها سامان خواهد يافت. والسلام | ||
| fajr1337@yahoo.com | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۴:۲۳:۳۰ | ||
| راستي بك نكته يادم رفت بگم: هر دو تا اشتباها انتخاب شدند. دکتر آرش قلیان چی |
||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۰۸:۴۷:۴۹ | ||
| با سلام تشكر مي كنم از آقاي پيمان قاسم خاني و آقاي مهران مديري به خاطر كار ارزشمندشان كه به نظر من به مفهوم واقعي كلمه طنز بوده و تنها برنامه اي است كه در نوروز با اشتياق به آن تماشا كرده و لذت مي برم. اما بيان نكاتي را هم لازم مي دانم: 1- اگرچه تحليل سايت شما سعي كرده است واقع بينانه به اين اثر نگاه كند اما به نظر مي رسد براي داوري و نقد اثر و همچنين نقد منتقدان آن اثر لازم است ابتدا كل اثر هنري مورد توجه قرار گيرد بنابر اين هم اكنون كه هنوز اين مجموعه در حال پخش است قدري براي داوري زود است. 2- فكر مي كنم نويسنده مطالب بالا بيشتر نگران واكنش گروههاي مورد انتقاد اين برنامه طنز است تا اينكه قصد نقد اثر را داشته باشد كما اينكه در اولين روزهاي پخش اين مجموعه خبري مبني بر شكايت ثبت احوال شيراز از تهيه كنندگان آن انتشار يافت. 3-ويژگي بارز طنز برجسته كردن اغراق آميز تضادها است و سازندگان اين مجموعه و حتي به نظر من ديگر كارهاي آقاي مديري از اين ويژگي برخوردار است بنابر اين خوب است كه بتوانيم ظرفيت جامعه را در برابر اينگونه انتقادها هر چند گزنده باشند براي رفع اشكالات و كاستي ها بالا ببريم. در پايان آرزوي موفقيت هنرمندان دلسوز كشور را دارم. |
||
| issa1341@yahoo.com | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۲ ۰۹:۴۸:۳۴ | ||
| این ....که می گویید؟ فقط باید اینهمه اسامی را ردیف می کردید که بگویید آقا درست فرموده اند. که چی؟ بس کنید ... این روزها روزهای شماست. امّا یادتان باشد این نیز بگذرد. گلدمن و سارتر و.... هم بگذارید به وقتش ... فعلا روزگارشما و مسخرگی ست ـ آقای مدیری و شما هم باید جواب بدهید ... دیر و زود دارد؛ امّا سوخت و سوز ندارد. مطمئن باشید و باشند. و خاک بر سرما که شما ها شده اید دلقک و خود نمی دانید داری حتا شأن دلقک را داریدخراب می کنید. .......خاک برسرما... باش تا صبح دولتت بدمد[ البته ظاهرا صبح شما که دمیده] یک کم صبر کنید ــ هم شما و هم رفیقتان وآقا مدیرتان . |
||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۳:۰۲:۰۹ | ||
| سلام دوستان نكته اي كه در اين سريال است كه من بايد مي گفتم.البته اين يك نظر شخصي مي باشد. شباهت بين مرد هزار چهره و دکتر احمدی نژاد 1- هر دو آدم هاي سالمي هستند. 2-هر دو سابقه كار اجرايي بزرگ و قابل توجه را نداشتند. 3-هر دو دارای صداقت و صراحت لهجه و راستگو هستند. 4- هر دو دوست دارند كه امور تحت مسپوليت شان را اصلاح كنند تا مردم راحت تر باشند و حق به حقدار برسد. 5- ولي.......... نمي توانند از چه راهي.........چون تخصص و تجربه در آن زمينه ندارند.و كار را خراب تر مي كنند. ولي اميد وارم دكتر احمدي نژاد را دستگير نكنند. با تشكر دكتر ارش قليان چي |
||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۰۸:۰۸:۴۱ | ||
| برخلاف ساخته هاي قبلي اقاي مديري ُاين سريال با توجه به صرف هزينه هاي بيشتر نسبت به ساخته هاي قبلي ايشانُ متاسفانه بسيار ضعيف بود. | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۲ ۰۹:۲۹:۳۹ | ||
| سريال بي سر وته و حيف از اين همه هزينه براي سريال بي خود.... | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۱:۳۲:۲۱ | ||
| تحلیل خوبی بود،اما جا داشت تقویت شود و کمی ساختارش استوارتر باشد،به هر حال از آفتاب متشکرم که در این ایام، مطالب خوبی را در حوزه اجتماعی در اختیار خوانندگان می گذارد و فقط از زاویه سیاسی به موضوعات نمی نگرد. | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۰۷:۴۲:۴۱ | ||
| سلام واقعيت اين است كه در مملكت ما همه تصور مي كنند مركز دنيا هستند و هيچ عيب و مشكلي ندارند و اگر عيبي هست از ديگران است از اين رو هيچگاه پذيراي كوچكترين نقدي نيستند و به محض اين كه بخشي از واقعيتهاي درونشان آشكار گردد به شدت لب به اعتراض مي گشايندو فرد منتقد را به انواع و اقسام اغراض و گناهان ناكرده محكوم مي نمايند. علت اين است كه در بين ما نوعي كمال گرايي نامطلوب وجود دارد كه ما خود را به آن متصف مي دانيم و اين ناشي از تربيت نسل ما در جامعه قبل از دوران مدرنيسم است دراين جامعه مديريت و مسئوليت داشتن به معناي تمام و كمال بودن است اگر به هسته هاي اين نوع جامعه نگاه كنيم مي بينيم مثلا دركي خانواده پدرسالاري مطلق وجود دارد وپدر كمال مطلق است. هيچ انتقادي از وي جايز نيست. حال ما با اين ساختار تربيتي مسئوليت گرفته ايم و مدير شده ايم. باتوجه به كمالي كه براي خود متصور هستيم نقش پدر را در هسته زندگي ماقبل مدرن در تشكيلات خود باززي ميكنيم و حاضر نيستيم هيچ نقدي را بپذيريم! همه مجرم هستند بغير از ما! همه گناهكارندغير از ما! اگرهم ايرادي دركار ما وجود دارد از ما نيستبلكه اين ديگران هستند كه آن را ايجاد نموده اند! در ضمن چقدر ديگران ايراد دارند! |
||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۰۷:۳۷:۵۱ | ||
| بنام خدا وبا سلام هر چند كه اين كار مديري از ضعف هايي نيز رنج مي برد اما بايد به چيره دستي او در انتقام پيام به مخاطب تبريك گفت بينندگان آثار مديري طنز معنا دار او را از تحصن گروهي از نمايندگان مجلس شششم ! را از ياد نبرده اند كه موج تاثير آن تا مجلس هشتم هم ادامه پيدا نمود. | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۱:۳۲:۴۳ | ||
| احسنت به اين تحليل | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۱ ۱۱:۲۷:۳۱ | ||
| بنام حق به به! عجب مرد «بی چهره» و هزار «لباس» خوبی یک چهره و چند لباس و صد ادا و هزار شکلک وقتی در جامعه ای که تنها در طی یک دهه، از شعار«توسعه سیاسی» و «اصلاحات خاتمی» به شعار «عدالت احمدی نژاد» رسیده و رئیس سازمان صدا و سیمای آن ضرغامی و وزیر فرهنگ و ارشادش صفار هرندی و چهره شاخص طنزش «مدیری» است، «پزشکان» متخصص و «ماموران» و «درجه داران» نیروی انتظامی، براحتی و بسادگی و بخاطر اشتباه در «تشخیص» یک «فرد»، چهره ای را جایگزین چهره ای کرده، خود خواسته، فریب یک کارمند «ساده» و «دست» و «پا چلفتی» را خورده و او را در قالب و قیافه «قهرمان» با «مدح» و «تمجید» به اوج رسانده، بعنوان متخصص جراح و سرهنگ کارکشته قبول و باور کرده و به اتاق عمل و ماموریت نظامی می فرستند، باید به تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، که بعد از انتخابات مجلس هشتم، برای مقابله با تهاجم فرهنگی، روی دست شبکه های خارجی و ماهواره ای بلند شده و اینگونه زود باوری و ساده انگاری اقشار تحصیل کرده جامعه امروز و آشفتگی «بیمارستانها» و «کلانتری ها» و «ادارات» و «بانکها» را در لباس طنز با لودگی بتصویر کشیده است، تبریک و خسته نباشید گفت، و منتظر تماشای ادامه جریان «مرد هزار چهره» ماند. براستی! در آئینه ای که «مدیری ها» با «عینک» شبکه «ضرغامی» به آن نگاه می کنند، چه دیده می شود و چی می بینند و نشان می دهند!؟ آیا در ادامه تغییر لباس، شصتچی مدیری، که تابحال لباس «پزشکی» و «سرهنگی» را به تن نموده، برای خنداندن مردم، لباس مدیرمسئولی روزنامه و کارگردان و نویسنده و نماینده مجلس و شهردار و فرماندار و استاندار و وزیر را نیز به تن خواهد کرد!؟ محمد رضا شوق الشعراء 7/7/87 یزد |
||
| shogholshoara@yahoo.com | ||
| ۱۳۸۷-۰۱-۱۲ ۲۱:۴۸:۳۷ | ||
| معلومه نويسنده چه ميخواسته بگه. رديف كردن چند اسم و نتيجه گيري ياجوج وماجوجانه!! شاهكاره در نوع خودش. نويسنده باسوادتر نبود توي آفتاب؟؟؟؟؟؟؟؟ | ||