آخرين عناوين
پربيننده ترين عناوين
سه شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۵
با صدور بیانیه‌ای اعلام شد
مایلی‌کهن استعفا داد: مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است

از اول هم ما اشتباه بودیم

Share/Save/Bookmark
۳۷ نظر
آفتاب: سرمربی تیم فوتبال ایران با انتشار بیانیه شماره 2 خود اعلام کرد لایق و شایسته سرمربیگری تیم ملی نیست.

به گزارش آفتاب، در حالی که خبر استعفای مایلی کهن روز گذشته منتشر و سپس تکذیب شده‌بود، وی لحظاتی پیش متن بیانیه شماره 2 خود که در واقع متن استفعفایش از سرمربیگری تیم ایران محسوب می‌شود را به شرح زیر صادر کرد: 

متن کامل این بیانیه به ظرح زیر است:

بسمه تعالی
بیانیه شماره 2
 

مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است 

نمی‌دانم چه بگویم، چه بنویسم. به قول مجری محترم برنامه نود، این روزها بلوایی در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زیر سوال برده که همه آن ناشی از بیانیه احمقی به نام مایلی کهن است. 

بله؛ محمد مایلی کهن. این مزدور به مردم و میهن، که به یکباره تمام قداست و زیبایی فوتبال ما را شکسته و تنها نیمه خالی لیوان را دیده و همواره فریاد سر می‌دهد ای مردک (مایلی کهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، کوتوله و ... تقدس شعاری حماسی مانند توپ، تانک، فشفشه و ... را از بین ببری. 

شعار پرمحتوا و زیبایی که در عین سادگی در مقاطع مختلف کاربرد اساسی داشته؛ نه تنها در روابط با مایلی کهن بلکه دیگران نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند. (داور، بازیکن، مربی و ...) . 

ای خائن (مایلی کهن) آدم بی‌منطق و نادان چرا و با کدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه تیم سایپا با استقلال تهران، هنگامی که شعار می‌دادند توپ، ‌تانک، فشفشه، مایلی کهن و... توی نادان در صندلیت نشستی و دم برنیاوردی. 

ای مردک چرا با دیگران هم آواز نشدی و آن شعار را تو نیز سر ندادی، تازه گناه بزرگتر اینکه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود که در ورزشگاه حاضر می‌شد) را نکشیدی و به او نگفتی که پسرم تو هم این شعار زیبا و بی‌مانند را هم صدا با تماشاچیان فهیم زمزمه کن. توپ، تانک، فشفشه و ... 

پسرم آنها به دلیل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بیش از همیشه مورد لطف و تشویق خود قرار می‌دهند. 

پسرم هیچ می‌دانی که پدرت در تمامی دوران قهرمانی‌اش این گونه مورد لطف و حمایت قرار نگرفته بود. به راستی ای مزدور، خائن، گلادیاتور، با کدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی که بازیکنانت بدون غل و زنجیر در مسابقات حاضر شوند. 

ای مردک عقب‌مانده در هزاره سوم با کدام جسارتی این همه اتحاد و همدلی بین تماشاگران را نادیده گرفته و درصدد آن هستی تا در بین آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری. چگونه است که چشمانت را بستی و بهترین تماشاگران دنیا را نمی‌بینی. 

ای بدبخت فلک زده، ای مردک عقب افتاده، بیشتر این عقب‌افتادگی‌ات به خاطر این است که نمی‌خواهیم تماشاگرنماهای واقعی را از کانال تلویزیونی همسایه ببینیم، هر چند چند بار دعوت شدی و دیدی که تماشاگرنماها چگونه بازیکنانشان را وقتی گل می‌زنند می‌روند و در بغل آنها قرار می‌گیرند. 

اگر تماشاگرنماها نبودند که می‌بایستی تکه بزرگ بازیکن، گوش او می‌شد. بیچاره در به در از آن جا مانده، از این جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود که فاصله سکوهای تماشاگران با زمین مسابقه از بین نمی‌رفت و می بایستی بین آنها خندقی کنده می‌شد. 

بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازی برای هر دو تیم دست می‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غیرت و مردانگی ندارند. مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌شان بازی را واگذار کند و او برای تیم خود و رقیبش دست بزند.

مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌اش در پایان مسابقه بازی را واگذار کند و رگ گردنش بیرون نزند. مگر نمی‌دیدی که این مسابقه آخرین مسابقه تیم مورد علاقه او و تو می‌باشد. پس باید بر اساس اصول حرفه‌ای‌گری از هر طریق ممکن و با هر ترفند در این مسابقه پیروز از زمین خارج شود. 

اینها را که دیدم و شنیدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم کوتوله این اراجیف چه بود که در بیانیه اول نوشتی. این همه غوغا و بلوا در فوتبال نجیب و پاک ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بکش و به خاطر این همه پاکی، دوستی، صمیمیت، اتحاد، مردانگی، تماشاگر خوب، بازیکن خوب، داور خوب، مربی خوب، مدیر خوب، ورزشگاه خوب، فدراسیون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلویزیون خوب، رادیوی خوب و خیلی خوب‌های دیگر و به خاطر اینکه قداست این همه خوبی‌ها‌ را شکستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صدای بلند بگو من لایق و شایسته مربیگری تیم ملی کشورم نیستم و از اول هم ما اشتباه بودیم. 

عجیب است که روده‌درازی می‌کنم اما این پسر؛ علیرضا (نوه‌ام) این شعر را می‌خواند: یک توپ دارم قلقلی، سرخ و سفید و آبی، می‌زنم زمین هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره. من این توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عیدی داد یک توپ قلقلی داد. 

بابا، علیرضای بهتر از جانم تو هم وقت گیر آوردی اما به خودم می‌آیم و می‌گویم این پسر 3 ساله از من کوتوله 55 ساله عقلش بیشتر است. صدایش می‌کنم و می‌گویم، عزیزم عجب توپی، عجب صفایی، عجب معرفتی، عجب مروتی، عجب مردانگی، عجب دوستی، بابا علیرضای بهتر از جانم می‌شه به من هم یکی از اون توپ ها را بدی و با همان پاکی و صداقت صمیمیت و معصومیت تو. 

محمد مایلی کهن از همه جا رانده و مانده 
اما یارب نظر تو برنگردد.
کد مطلب : 87257
نمايش آدرس ايميل
  ۱۳۸۸-۰۳-۱۳ ۲۰:۰۰:۵۵
محممود
سلام و درود میفرستم به حاج مایلی باشرفترین ادم
با وزدانترین ادم با اخلاصترین ادم کسی که برای وطن
خوداز هیچ فداکاری دریغ نمی کند چرا با این مرد بزرگ
این طور برخورد شد جوابش را از کی بپرسیم کسی که ایران را در سال 1994 زنده احیا کرد و در رنکینک به بالاترین رتبه رساندکسی که درمقدماتی جام جهانی 98 نقش بسزایی
برای تیم ملی داشت از او این طور قدردانی می شود
پس ما فقط ادئمهایی میخواهیم پولمان رابگیرند
هر چه میگوییم بگویند چشم هر طور شد شد
خداحافظ

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۶ ۰۴:۲۰:۳۷
سلام اینرا مینویسم با اینکه میدانم نشانش نمیدهید,البته تقصیری هم ندارید. آمدنش ّبه انتخاب فدراسیون نبود رفتنش هم همینطور.ای کاش ورزش ما ورزش پاکی بود و سیاست وسیاستمداری در آن دخیل نبود.به گفته یکی از سیاستمداران محترم آقای مایلی کهن بهترین انتخاب است.بعد از هم فکری با مشاوران نتیجه بر این شد چون 2 مسابقه تیم قبل از ...است در صورت باخت خیلی در تعداد... تاثیر میگذارد واز محبوبیت من مخلص میکاهد.پس بگذاریدانتخابی صورت گیرد که در صورت باخت, انتخابی مردمی باشدو در صورت برد, مردم ما را در خور نعمات خویش قرار دهند.
یا رب نظر تو بر نگردد.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۵ ۰۰:۰۸:۳۴
محمد مایلی کهن شانش اجل است از اینکه برخی افراد [...]نشسته به او اهانت کنند به نظر من تیم ملی توفیق شاگردی مایلی کهن را نداشته

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۲۳:۲۲:۵۹
تیم ملی ایران لیاقت محمد مایلی کهن را ندارد .زیرا او متدین ،معتقد ،با شرف و مداف عزت شرف وناموس خویش است ، من او را می ستایم و بر دستانش بو سه می زنم .و دعا می کنم تیم ملی ایران به جام جهانی صعود نکند.برای اینکه پول این کشور حیف و میل نشود .که برای کنار کذاشتن مایلی کهن این برنامه را ریختند

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۲:۰۶:۱۰
آري. توهين تماشاگران كه متاسفانه در همه ورزشگاهها و جملگي طرفداران فوتبال رايج شده، امري نكوهيده است. ولي توهين به آقاي قلعه نوعي آن هم با آن ادبيات عجيب و غريب و از سوي سرمربي تيم ملي اين مملكت جاي سوال دارد؟

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۱ ۱۷:۱۸:۲۲
با سلام. برفرض مایلی هم استعفا داد حالا دنبال یه مربی بگردید تیمتونو ببره جام جهانی!

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۳:۲۷:۰۳
آقاي مايلي كهن، سرمربي تيم استقلال، مسئول فرهنگي باشگاه يا حراست ورزشگاه و يا رئيس نيروي انتظامي ورزشگاه نيست كه جلوي فحاشي تماشاگران رابگيرد. اما شما با آن ادبياتتان روي تماشاگرنماها را هم سفيد كرديد.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۲:۴۶:۱۸
به نام خدا

متن را بخوانید و با دفاعیه دکتر کردان مقایسه کنید نتیجه میگیرید هر دو محصول یک مزرعه هستند مزرعه بی فرهنگی مزرعه هتک حرمت مزرعه زوال انسانیت که در آن خود بینی قلدری و فحاشی رشد کرده است و باغبان بخت بر گشته نیز آفت زدائی نکرده وای بر ما که بر گزیده های ورزشمان این چنین اند

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۲:۳۲:۰۶
شعارهاي مردم كه از سر هيجان بازي روي سكوها داده ميشود توجيه خوبي براي هتاكي هاي شخصي كه بعنوان سرمربي تيم ملي منصوب شده نيست.مايلي كهن هم بهتره از اين به بعد براي فحاشي كردن به اينو وآن به استاديوم برود نه اينكه بعنوان سرمربي تيم ملي بيانيه اي سرشار ازعقده هاي رواني بجامانده از ساليان پيش صادر كند.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۱۱:۱۱:۵۳
با سلام برای مردمی با چنین فرهنگ کهنی وادعای ادب وتربیتی رفتارهای داخل ورزشگاه که نشانه فرهنگ وشعوراست بسیار خجالت آوراست. جناب مایلی کهن صرف نظرازمسایل تیم ملی رفتارآقای قلعه نوی کنارزمین وتماشاگران بسیار ناپسند بود.من برای اولین وآخرین بار تجربه حضور در ورزشگاه راداشتم واز فرزندم دربرابر اینهمه بی ادبی شرمسار شدم.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۲ ۰۹:۴۷:۱۶
سلام به هم وطنان گرامی خواننده ی این مطلب؛

دو دستگی در نظرات مشهود هست.
علتش جدای از دعوای رنگها و برداشتهای مختلف، بر می گرده به این که ماها همیشه سعی میکنیم فقط جلوی دماغ خودمون رو ببینیم! و بعد بخاطر این سعی خودمون از خودمون خیلی ممنونیم که چقدر سعی کردیم!!
ناظر گرامی! ؛
یک طرفه به قاضی رفتن کار ساده ایست ، نه؟
آیا پیش آمده که کسی به شما فرد فهمیده و محترم باادب و با فرهنگ که در اینجا برای آقای مایلی کهن منتقد ادبی و فرهنگی از موضع بالا شده ای فحش ........... بدهد؟
احتمالا نه!
اگر هم بر حسب اتفاق این کار انجام شده باشد شما جدای از عکس العملتون چه حالی شده اید ؟
آیا اگر کظم غیظ! یا امثال این رو هم مد نظر قرار بدهید بعدش کسی دوباره تکرار کند چه؟
آیا اگر به خودت ...... ... یا .... و حتی .... کسی بدترین و رکیک ترین حرفها رو حواله بدهد و منتسب کند باز هم سکوت میکنید و بعدش به همه می گویید که چقدر روشن روان و با فرهنگ هستید؟!
خب این برای یک نفر بود،
حالا اگر دو نفر باهم همزمان به ...و.... و منتسبین گرامی شما شدید ترین اظهار عنایات و فشارات رو حواله بدهند چه؟
حتما باز هم صبر می کنید؟
خوبه.. تبریک میگم و موفق باشید ان شاءلله...!
اما اگر یک استادیم آدم... حداقل چند هزار و گاها طبق روایت شهود و ناظرین، چند ده هزار نفر هماهنگ باهم به .......محترم شما همون حرفهای لاتهای چاله میدون رو فحش بدهند و بعدش بروند سراغ ....شما یا احتمالا بعدش ...... و .... و ... و بقیه عزیزانتان...آن وقت چه می کنید؟؟ اگر احتمالا چیزایی هم پرت کنند و یا تهدیدی اینچنین هم داشته باشند چه؟
خب... به نظر میرسه ما ایرانیها بیشتر دوست داریم یک منبری گیر بیاریم و در اونجا بیشتر از اینکه به اصل مشکل و دردی که وجود دارد توجه کنیم شروع کنیم به ارائه فضل و فهم و روشنفکری و فرهنگ متعالی و باستانی که ما چقدر خوبیم و آقای فلانی چقدر بد !!
.. عزیزان گرامی...
اگر بر حسب داشتن اطلاعات پشت پرده و بعضی مسائل باند بازی برای توهین و تحقیر و جو سازی احیانا متوجه بشوید که این جور برنامه ها ابتدا توسط افراد خاصی و سپس توسط مردم جو گیر و احساسی ما (به روایت سریال واقع گرایانه مرد هزارچهره آقای مدیری) تحریک و هدایت می شود چه؟؟
آیا اگر آنها رو بشناسید چه؟
احتمالا با صبرو سکوت به بقیه افراد با فرهنگی که نمونه اش رو در همین استادیم ها می بینید بیشتر درس فرهنگ می دهید؟؟
... می بینید .. همه اش ریا کاری و تزویر هست..
عزیزان..
ما همه خودمون رو بهتر از هم میشناسیم
همه می دانیم که اونها نه تماشاگر نما بودند و نه آدم های فضایی... اونها از همین خود ما و بین ماها بودند.. آنها همونهایی هستند که شما به اشتباه تصور می کنید که اکثرا جماعتی با فرهنگ اند!!...
متاسفم که به خودمون دروغ می گوییم!
کدام فرهنگ و کدام ادب!؟
فرهنگ و ادب ما در رفتارهای اجتماعی ماها مشهوده ... در گفتگوهای بین ما!../ در شوخیها و جک های ماها !... در ترافیک کوچه و خیابون و رانندگی کردن ها و یا رفتارعابرین بی توجه !... در حق خوریها و ریا کاریها... در فخر فروشیها و حسادتها... در دروغ گفتن ها و زد و بند و رشوه دادن و گرفتن ها !... و در خیلی چیز های دیگر...

بچه های چند ساله ماها توی کوچه و خیابون به هم فحش های رکیک می دهند و چیزی نیست که ندید باشند ... چیزی نیست که نکشیده یا انجام نداده باشند...یا علاف و بیکار و سرگردان هستند یا از زور مفت خوری و شکم سیری نمی دونند با پولهای بزرگترهایشان چه کنند؟! ....درس خواندن و بقیه چیزاهاشون هم که مثنوی هفتاد منه !

چرا فکر میکنید که چند نفر آدم موفق اونهم از خانواده هایی خاص و یا با شرایط و مکنت و فرهنگ خانوادگی موجه و مثبت و گاها تکمن مالی و یا علمی درست، همه ی جمعیت ما رو تشکیل می دهند؟؟!

کاش کمی با خودمون و واقعیت وجودیمون توی این مملکت و زندگی روراست تر بودیم...
من کاری به آقای مایلی کهن یا قلعه نوعی ندارم.. نه جزو قرمزها هستم نه آبی ها... فقط خواستم یاد آوری کنم که کمی منصف و روراست باشیم و بفهمیم که چه می گوییم... یاد بگیریم که در پشت الفاط به ظاهر ادیبانه رسمی که سالیان سال هست بر اساس ریا کاری و تعریف و تمجید و تایید رودر رو وسپس زشتی و بد وبیراه پشت سر رفتار شده، نابسامانیها رو پنهان نکنیم !

قطعا اصلاح و تصحیح از راه درست خودش بهتر نتیجه می دهد.. اما نمیتوان منکر شد که نیاز به تهور و شهامت و گفتن صریح حرف حق و بیان واقعیت هست ...

از شماهایی که دعوت به فرهنگ می کنید شاید پرسیده شود که :
چرا تا بحال این روند زشت و فحش و توهین درست نشده؟
چرا با این همه تبلیغ و برنامه ریزی و برنامه رسانه ای حل نشده؟
چرا نه تنهاحل نشده بلکه بد تر هم شده؟
چرا اگر لایه های ریا کاری و تظاهر ها رو برداریم اینهمه بی فرهنگی و زشتی وجود داره؟
چرا در استادیم (ده ها هزار نفر)آدم که اهل ورزش! و کار گروهی در شعار و احساس هستند فقط به خاطر یک گل و یا خطای درست یا غلط داور به خودشون اجازه می دهند هر چه که لایق خودشون و خانواده و پدرو مادری که اینجوری غلط تربیتشون کرده اند رو با صدایی قرا و بلند به زبان بیاورند و بعدش بگویند که چرا فلانی به ماها گفته نوچه و یا لات و یا شعبان بی مخ و یا بی سواد و یا هر چیزی دیگر؟

آیا براستی این افراد چیزی به جز اینها هستند؟
آیا کسانی که به ناموس دیگران فحش می دهند و هر چه میخواهند میگویند و میکنند ( خریابیهای بعد از مسابقه ها و اتوبوس خراب کردن ها و ایجاد تشویش در خیابانها و ...) آیا از نگاه شما افرادی هستند با فرهنگ و با احترام؟؟

آیا اینها همون کسانی نیستند که بلیط می خرند و برای بعضیها وجودشون لازمه تا با پول بلیط و چیپس و هله هوله هاشون توی استادیم ها گذران کنند ؟
آیا اینها همونهایی نیستند که اول مسابقه میگویند درود بر فلانی و آخر مسابقه به ناموس فرد مذکور می پردازند و ابراز فرهنگ میکنند؟؟
آیا پشتوانه ی تیم های ورزشی ما اینها باید باشند؟

یک استادیم خالی برای یک تیم با انگیزه و کار بلد بسیار افتخار آمیز تر هست از یک استادیم پر از آدمهایی که توشون (هو کردن ) و ( فحش داد) و توهین و تحقیر رکیک مخلوط با تشویق های احساسی و موقت برای یک تیم ناکارآمد شده یک کار عادی و معمول !
افتخارهایی که توی این مملکت آفریده شده از یک گروهی یا خانواده هایی بوده که واقعا مخلص و از خود گذشته بودند.. مثل بسیاری جاهای دنیا و رسم زندگیشون همیشه اکثریت اونی نیستند که برخی از شما این بالا بر منبر خیالپردازی از اونها به عنوان با فرهنگ و ادب یاد کردید...

تک تک کسانی که توی این استادیم ها به تنهایی یا با هم رفتار و عمل به فحش و توهین رکیک و زشت کرده اند و میکنندو هر چه می خواهند می گویند، همشون آدم هایی بی غیرت و بی تربیت هستند که نه بویی از انسانیت برده اند و نه درکی از شرف و مردانگی دارند...

حال به این بیندیشید که جو سازی های یک مربی در کنار زمین که به دروغ اینچنین تماشاگرانی را با حرکاتی خاص تحریک می کند به چه هدفی و معنایی انجام شده؟...

شاید نمی دانسته که اینها جماعتی هستند که غیرت را خورده اند و آبی هم رویش؟!! ... نمی دانسته؟؟!
و شاید نمی داند که لیدرها و سر دسته ها و کسانی که شاید مواجبی از بابت تشویق (تشویش) ! جهت شعار برای تیم مقابل ( تیم دشمن!!) می دهند هم نگاهشان به رفتار این سر مربی و یا بقیه آقایان هست...
عزیزان...
برای با فرهنگ بودن باید خیلی معیارها رو دید و رصد کرد و تایید ... صرفا با تعارف و نوشابه باز کردن نمیشه بادی به غبغب انداخت و مخمور از باده ی توهم تعالی فرهنگی و اخلاقی برضد کسی نوشت و نقد کرد...

بهتر است گاهی لازم باشد کمی کلمات را با دقت بیشتری انتخاب کنیم ( قابل توجه جناب آقای مایلی کهن) و سعی کنیم که جوری بنویسیم که کسی نتواند با سو استفاده از آن نوشته و حاشیه سازی پیرامون آن، ریشه ی خرابی ها و پلشتیها و بی غیرتی ها را توجیه و پنهان کند .. دانسته یا نادانسته بهتر است آب به آسیاب اینچنین منبری هایی نریزیم.
عزیزان؛
... چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد...
با احترام و ارادت به آنهایی که واقعا با فرهنگ و انسان هستند.
بدرود.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۱ ۱۸:۳۶:۵۴
حیف مایلی‌کهن که مربی و فوتبالیست شد او باید طنز پرداز و [...] می‌شد. حالا هم دولت انتخاب خوبی داشته چون می‌تواند با حرفها و نامه‌های اینچنینی در رختکن موجب خنده بازیکنان و بالارفتن روحیه آنان شود.مایلی جان ممنون که اینقدر من را خنداندی اما این خنده من از گریه تلخ‌تر است.برای فوتبال دولتی ایران متاسفم.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۱ ۱۸:۳۶:۲۶
این مرد مرد است.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۱ ۱۶:۵۹:۴۶
آقاي مايلي كهن با اين مظلوم نمايي ها نمي تواني روي اشتباهاتت سرپوش بگذاري. شما حق توهين نداري.

  ۱۳۸۸-۰۲-۰۱ ۱۶:۴۹:۰۹
واقعا برای فوتبال کشور عزیزمون متاسفم. حیف اون وقتایی که واسه این فوتبال از دست دادم به عنوان یک هوادار فوتبال ایران.
سرمربی عزیز تیم ملی چه گناهی این وسط داشت که اینگونه باید بیانیه ای اشک آور صادر کنه.
آیا اقای قلعه نویی به خواستش رسید؟
برای تمامی باعثان این ماجرا از جمله آقای کوتوله و نوچه هاش متاسفم...........

۱۲۳
مایلی‌کهن استعفا داد: مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است